معرفی کتابویژه

کتاب دختری در قطار پائولا هاوکینز

کتاب دختری در قطار اولین رمان روزنامه نگار مشهور پائولا هاوکینز است، این کتاب روایتی معمایی، جنایی و عاشقانه است که از زبان شخصیت های اصلی داستان نقل میشود، هر یک از شخصیت ها بخشی از حقایق داستان را برای خواننده فاش میکنند. در ادامه این نوشته به معرفی کتاب دختری در قطار میپردازیم.

خلاصه داستان کتاب دختری در قطار

 

شخصیت اصلی دختری در قطار، راشل زنی الکلی است که شکست سختی را در زندگی زناشویی متحمل شده است و هنوز نتوانسته به زندگی عادی بازگردد و هنوز هم دیوانه وار همسر سابقش را دوست دارد اما در مقابل همسر سابقش ازدواج کرده و زندگی نسبتا خوبی دارد.

او به دلیل افسردگی و مصرف بیش از انداره مشروبات الکلی کار خود را از دست داده است. اما برای اینکه اطرافیانش از موضوع با خبر نشوند هر روز سر ساعت مشخصی به لندن میرود و پس از پایان یافتن ساعت کاری به خانه باز میگردد.
شخصیت اصلی داستانِ دختری در قطار هر روز مسیری را تا لندن با قطار طی میکند، مسیر قطار از مقابل خانه ای میگذرد که او و همسر سابقش روزگاری با خوشبختی در آن زندگی میکردند و اکنون تام به همراه همسرش آنا در آن خانه سکونت دارند.

با وجود اینکه راشل از همسرش جدا شده است اما به دلیل علاقه زیادی که به او دارد در موقعیت های گوناگون و با به یاد آوردن خاطرات گذشته به بهانه های مختلف به یاد او اشک میریزد و برای کمتر شدن غمش روی به مصرف بیش از حد مشروبات الکلی آورده است.

همچنین از آنجایی که تماشا زندگی آنها برای راشل زجر آور است، او هر روز به تماشا زندگی زوجی که در همسایگی آنها قرار دارند میپردازد و حتی برای آنها نام، شغل و زندگی ای خیالی و ایده آلی در ذهنش ساخته است. اما برخلاف تخیلات راشل مگان و همسرش که در همسایگی تام زندگی میکنند زندگی آرامی ندارند و درگیری های خودشان را دارند.
او به دلیل مصرف بیش از حد الکل نمیتواند وقایعی را که در هنگام مستی برایش رخ داده است را به خاطر بیاورد و این امر باعث آزار و سردرگمی او میشود.

بخش اصلی داستان از جایی شروع میشود که راشل شبی زخمی و خونین به خانه باز میگردد، صبح فردای آن روز وقتی از خواب بیدار میشود چیزی از وقایع شب گذشته به خاطر نمی آورد، تنها پیامی از شوهرش سابقش روی تلفن همراهش دریافت کرده است که او را برای ایجاد مزاحمت برای همسرش نکوهش میکند.

در همان شب مگان ناپدید میشود و این ابهام برای راشل به وجود می آید که آیا او در این مسئله دخیل بوده است یا خیر؟
راشل برای فرار از پوچی ای که در زندگی گریبان گیرش شده است، به دنبال یافتن دلیل ناپدید شدن مگان خود را در دردسر های زیادی می اندازد، به گونه ای که پلیس او را به عنوان یکی از مضنونین در ناپدید شدن مگان محسوب میکند.

داستان از زبان شخصیت های اصلی داستان راشل، مگان و آنا نقل میشود، پرش های زمانی در طول داستان و رفتار های غیر قابل پیشبینی شخصیت های اصلی، خواننده را به فکر فرو میبرد، گاهی خوانندگان را وادار به همدردی و گاهی شماتت شخصیت ها میکند.

داستان از پشت پنجره قطاری در مسیر لندن آغاز میشود و پس از طی کردن فراز و نشیب های فروان در نهایت با یافتن پاسخ ناپدید شدن مگان به پایان میرسد.

جملاتی از کتاب دختری در قطار

 

 خلأ؛ خوب آن را می فهمم. باور دارم که هیچ چیز برای درمان آن به تو کمک نمی کند. از جلسات مشاوره درمانی دریافتم که خلأ ها و کمبود هایی در زندگی ات وجود دارد که همیشگی است. باید با آن ها کنار بیایی. مثل ریشه درخت که با سنگ بتونی اطرافش کنار می آید. تو هم با این خلأ ها کنار می آیی، شکل می گیری.

مرگ با قطار مرگ خیلی بدی است. نمی دانم هر دو سه روز یک بار چند نفر بر اثر برخورد با قطار می میرند. نمی دانم چند نفرشان به طور اتفاقی مرده اند و چند نفر قصد خودکشی داشته اند.

سرم را به شیشه قطار چسباندم. خانه ها را نگاه می کنم؛ مانند دنبال کردن صحنه های فیلم با دقت آن ها را ورانداز می کنم. به چیزهایی دقت دارم که دیگران دقت نمی کنند. فکر نمی کنم صاحبان این خانه ها هم از این زاویه، که من به جزییات خانه ها دقت دارم، تا حالا نگاه کرده باشند. دوبار در روز از این مسیر رد می شوم و هر چیز را چند بار تماشا می کنم.

5/5 (3 Reviews)
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن